تبليغاتX
وبلاگ مذهبی نادر داراب پور
 

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1390ساعت 10:7 بعد از ظهر  توسط نادر داراب پور  | 
در شگفتم که سلام آغاز هر دیداری است ولی در نماز پایان است. شاید بدین معناست که پایان نماز آغاز دیدار است. علی شریعتی



امید دارویی است که شفا نمی دهد ، اما درد را قابل تحمل می کند . مارسل آشار



مال ، زنبوری است که اگر از نگه داری آن آگاه باشید عسل می دهد وگرنه نیش می زند و پرواز می کند . مارون



بکار گیری آشنایان در یک گردونه کاری برآیندی جز سرنگونی زود هنگام سرپرست آن گردونه را به دنبال نخواهد داشت .  ارد بزرگ



شاهنامه فردوسی خردمند ، راهنمای من در طول زندگی بوده است . نادر شاه افشار



اگر به انسان ها شخصیت و فرصت ابراز عقیده بدهید، پاداش و امکان مشارکت بدهید، رشد خواهند کرد و اندیشه های ناب خود را بیرون خواهند ریخت . رابرت اسلاتر



اهل سیاست پاسخگو هستند ! البته تنها به پرسشهایی که دوست دارند ! . ارد بزرگ



رقابت تا زمانی پسندیده است که کار را به حسادت نکشاند. رنه دکارت



فراموش نکنیم که ما به سخنان یک طرف دعوا گوش کرده ایم آخر کتابهای اسمانی را خدا نازل کرده . سامیوئل باتلر



خودت باش شاید بدترین پندی باشد که به بعضی ها می توان داد . تام سامسون



ابله همیشه به دنبال بزرگ تر از خود می گردد ، که او را تحسین کند. بوالو



نگاه مردان کهن ایستا نیست آنها دورانهای آینده را نیز به خوبی می بینند . ارد بزرگ



معنی زندگی را در قدرت باید جستجو کرد ، هرلحظه از زندگی، ما باید هدف عالیتری داشته باشیم . ماکسیم گورکی



افسوس ... یگانه سؤالی که هیچکس نمی تواند پاسخی به آن بدهد این است ؛ سعادت چیست ؟ . برادلی



مردان و زنان کهن در راه رسیدن به هدف ، یک آن هم نمی ایستند . ارد بزرگ



در غرب دلبستگی ما به موفقیت باعث سست شدن ما در خطر کردن می شود. آنچه از این خطر کردن می آموزیم به آن موفقیت می ارزد. و این ترس از شکست است که تعیین می کند که بیاموزیم یا نه؟ . پارکر پالمر



خطا فرصتی است که هوشمندانه تر باشیم . هنری فورد



برآزندگان گرما بخشند ، سخن و گفتار آنان راه روشن آیندگان است . ارد بزرگ



هر چه شما را نمی کشد شما را قوی تر می کند . مارلون براندو



پاکدامنی و استفامت از تمام پیمانها و سوگند ها محکمتر است . مادام نکر




من هفتصد بار اشتباه نکردم. من یک بار اشتباه نکردم من زمانی موفق شدم که هفتصد راهی را که موفقیت آمیز نبود اصلاح کردم. هر گاه راهی را که عمل نمی کرد حذف کردم راهی را پیدا کردم که کار می کرد . توماس ادیسون



فرمانروا اندیشه خویش را درگیر رخدادهای کوچک نمی کند . ارد بزرگ



هر گاه خبر های بد را به عنوان یک نیاز به تغییر و نه یک خبر منفی پذیرفتید شما از آن شکست نخورده اید بلکه از آن چیزهای تازه آموخته اید . بیل گیتس



باید راهی جست در تاریکی شبهای عصیان زده سرزمینم همیشه به دنبال نوری بودم نوری برای رهایی سرزمینم از چنگال اجنبیان ، چه بلای دهشتناکی است که ببینی همه جان و مال و ناموست در اختیار اجنبی قرار گرفته و دستانت بسته است نمی توانی کاری کنی اما همه وجودت برای رهایی در تکاپوست تو می توانی این تنها نیروی است که از اعماق و جودت فریاد می زند تو می توانی جراحت ها را التیام بخشی و اینگونه بود که پا بر رکاب اسب نهادم به امید سرفرازی ملتی بزرگ . نادر شاه افشار



فرمانروایی که نتواند جلوی بیداد بزهکاران و چپاولگران را بگیرد شایستگی گرداندن کشور را ندارد . ارد بزرگ



خط مستقیم نه تنها در هندسه ، بلکه در اخلاقیات هم کوتاهترین راه است . راحل



انسان فرزند کار و زحمت خویش است . داروین



شجاعت حقیقی ،موفق شدن بر شداید زندگی است . ناپلئون



آنچه هستید شما را بهتر معرفی می کنید تا آنچه می گویید. بزرگمهر



انتخابات مکان شعبده بازی دیوان سالاران نیست ! . ارد بزرگ



انسان فرزند کار و زحمت خویش است . داروین


بخشندگی،انتشار بوی خوش بنفشه بر ته کفشی است که لگدمالش کرده است . مارک تواین



زندگی ات را قربانی چیزی مکن،همه چیز را قربانی زندگیت کن . اشو



دودمانی که بزرگان و ریش سفیدانش خوار باشند ، به کالبد بی جانی ماند که خوراک جانوران دیگر شود . ارد بزرگ



از اشتباهات خود شرمنده نشوید و آن را جرم ندانید . کنفسیوس



در حقیقت موفقیت حاصل یک درصد کار است که خود از 99 در صد خطا حاصل شده است . سوشیرو هوندا



انتخابات پرشگاه سیاسیون برای رسیدن به دستگاه دیوانی نیست اینجا خواست توده آدمیان برای درمان ناراستی هاست . ارد بزرگ



رهنومد های مشخص بطلبید تا کامیاب گردید . اسکاول شین



چه غصه هایی بخاطر اتفاقات بدی که هرگز در زندگی ام پیش نیامد خوردم . میکل آنژ



هرگز نمی توان با آدمهای کوچک کارهای بزرگ انجام داد . سیسرون



با داشتن اراده قوی مالک همه چیز هستید . گوته



گِره های که به هزار نامه دادگستری باز نمی شود ، به یک نگاه و یا ندای ریش سفیدی گشاده می گردد . ارد بزرگ



اراده قویست که به همه قوای دیگر حکمرانی می کند . بشرطیکه ما آنرا با قوه عقل هموار سازیم . دوفون



اختلاف نظر وقتی خوشایند می گردد که دو طرف به منظور کشف حقیقت ، دوستانه به جر و بحث بپردازند . مناظره وقتی شکنجه آور است که یک طرف سعی کند به زور حرف خود را به کرسی بنشاند . ف – و – رابرتن



انتخابات نیاز به هنجاری خردمندانه دارد خردی که باور همه نخبگان آزاد اندیش کشور باشد . ارد بزرگ



آرزو ریشه حیات ماست . اگرچه ای ریشه حیات ما را به تدریج می سوزاند . ولی همین ریشه مایه زندگی است . نیچه



اگر خوب دقت کنید موضوع راز قدرت نیات ما تنها باید چشمهایمان راخوب با کنیم و نگاه کنیم می توانید مصداق قانون جاذبه را ببینید بیشتر ازبیمار حرف می زند خودش بیمار است بیشتر از ثروت حرف می زند ثروتمند است درواقع تمام چیزهایی شما تجربه می کنید . جان دمارتینی



هر اقدام بزرگی ابتدا محال به نظر می رسد . کارلایل



ریش سفید داراترین به اندیشه است نه به دارایی و اندوخته . ارد بزرگ



ایده ها الگوهای ازلی ای هستند که در قلمرو ذاتها یا هستی های حقیقی وجود دارند که آدمیان تنها هنگامی که خود را از توجه به جزئیات ، در اینجا و اکنون (مکان و زمان) فارغ سازند وارد آن قلمرو می شوند . شوپنهاور



فعالیت تازه و جاندار تنها راه غلبه بر فلاکت است . گوته



آنگاه که آدمی (( چرایی / غایت چیست )) زندگی خویش را می شناسد ؛ آنگاه است که او از هر (( چگونه ؟ )) آسوده خاطر می شود. آدمی مشتاق نیکبختی نیست ؛ تنها انگلیسی چنین است . فردریش نیچه



ابلهان در سرزمین های کوچک همواره سنگ کشورهای بزرگ را به سینه می زنند و هم میهنان خویش را تشویق به بخشش میهن و ناموس خود می کنند . ارد بزرگ



تجربه به معلم سختگیری است . او اول امتحان میکند و بعد درس می دهد . کارایل



سرنوشت خود را با افکار تعیین کنید. کارایل



ادب با پول ، دانش و آموزش بدست نمی آید ادب دارای ریشه است ریشه ایی به بلندای تاریخ . ارد بزرگ



سخن گفتن یک نوع احتیاج است ولی گوش دادن هنر . گوته



دهان زشتگوی را باید با خاموشی وقار بست . فرانسیس بیکن



بخشندگان فرمانروایان بی تاج و تخت میانه مردمند . ارد بزرگ



شما نمیتوانید با قصد انجام یک کار به شهرت برسید . هنری فورد



افعی مهیب را دسته ای مورچه از پای درمیآورند. مثل ژاپنی



دانایان با عمل زندگی میکنند،نه با اندیشه عمل . کارلوس کاستاندا



گردن کشی آدمیان ، ریشه در ریزی و خردی میدان اندیشه آنان دارد . ارد بزرگ



تاریخ سیر خود را بر زندگی مردان بزرگ بنا نموده است . کارایل



ایمان نیروئی است فراتر از منطق. اچ.ال. منگن



ای پسر هرچند تو جوانی , پیرو عقل باش , نگویم جوانی مکن , لیکن جوانی خویشتن دار باش و از جوانان پژمرده مباش.چنانچه ارسطالیس می گوید جوانی نوعی از جنون است . قابوسنامه



آنانکه از رسیدن به ریشه ها هراس دارند ، در روزمرگی دست و پا می زنند .  ارد بزرگ



دشمنانت را خوب گوش بسپار که هیچکس بهتر از آنها عیبهای تو را گوشزد نمیکنند . بنیامین فرانکلین



زرتشت به وسیله فلسفه خود بشر را از بار سنگین مراسم ظاهری آزاد ساخت و اساس آئینش را بر آموزشهای اخلاقی نهاد . رابیندرانات تاگور



هر بدی میتوانی به دشمن نرسان که ممکن است روزی دوستت گردد و هر سری داری با دوستت در میان نگذار که ممکن است روزی دشمنت گردد . سعدی



میندیش که دیگران ، تو را به آرمانت خواهند رساند .  ارد بزرگ



هر که از سرنوشت دیگران پند نگیرد دیگران از سرنوشتش پند خواهند گرفت . بزرگمهر



دوصد گفته چون نیم کردار نیست . ضرب المثل فارسی



برای شاد کردن دیگران ،آرزوهایشان را بفهم . اپیکور



انسان بندی ست بسته میان حیوان و ابر انسان. بندی بر فراز مغاکی . فردریش نیچه



پیش نیاز رسیدن به دلیری و بی باکی ، یافتن  آرمان و خواسته ای هویدا است .  ارد بزرگ



در واقعیت امر همهء انسانهای بالغ بمانند کودکانی در پشت نیمکت مدرسه در ماه اگوست(مهر در ایران)هستند! . جانیکن إورلاند



بسیارند کسانی که قادر به انجام کاری هستند اما نمی توانند بیشتر از این که هستند باشند!!! . جاکوب ولمان



عظمت مردان بزرگ از طرز برخوردشان با مردات خرد آشکار می شود . کارلایل



آموزه ای پدید آمد و باوری در کنارش : همه چیز پوچ است ؛ همه چیز یکسان ؛ همه چیز رو به پایان ! . فردریش نیچه



سختی های بزرگ به آدمی نیرویی دو چندان می بخشد . ارد بزرگ



خوشرفتار کسی است که بتواند با ادمهای بد رفتار سازش کند . فرانسو



حقیقت داروی تلخی است که ثمرات شیرینی دارد . گاندی



درست حرف بزن و یا عاقلانه سکوت کن . ولز هربرت



آدمیانی اندک ، تنها به هدف می اندیشند  ! و بسیار کسان که هدفشان جز خانه نشین کردن همان گروه و دسته کوچک نیست . ارد بزرگ



دشمن کوچک وجود ندارد . بنیامین فرانکلین



شما بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشید.کیم وو چونگ



دروغ مانند برف است هر چه آن را بگردانی بزرگتر میشود . مارتین



گیتی در جنگ و آوردی بزرگ در گردش است . اندیشه و تلاش خردمندان از یک سو و پوزخند اهریمن و روان دیوپیشگان از سوی  دیگر ، معرکه این جهان گذارا  است . ارد بزرگ



اگر تو را دشمنی باشد دلتنگ مشو که هر که را دشمنی نباشد بی قدر و بها باشد . قابوسنامه



کم دانستن و پر گفتن مثل نداشتن و زیاد خرج کردن است. ناپلئون



خدا به ما دو گوش داده و یک زبان یعنی دوتا بشنو و یکی بیشتر نگو! . بتوس



شباهنگام برای خانواده و نزدیکانت نامه بنویس و در روز برای اربابان و سرپرستان  .  ارد بزرگ



عشق از آنجا که با معشوق پیوند می خورید آغاز می گردد و تا حرکت موزون و هماهنگی روح هایتان امتداد می یابد. هنگامی که جان هایتان یکی می شوند ، آن گاه با تمامی وجود عشق خواهید ورزید.دیگر چیزی بین شما نیست که از جنس عشق نباشد . پیوند مقدس همین است. شور و شعف ، وجد و شادمانی واقعی هم ، این است . باربارا دی آنجلیس



عمر آنقدر کوتاه است که نمی‌ارزد آدم حقیر و کوچک بماند. دیزرائیلی



خنده بهترین سلاح جنگ با زندگی است . آناتول فرانس



خوشبختی در خانه شماست بیهوده آن را در باغ همسایه مجویید . مارک اورل



نرمش و سازگاری با گیتی از هر کمین دلهره آوری ، رهایی مان خواهد بخشید . ارد بزرگ



استاد پرورنده روان است ، و پدر مادر پرورش دهنده جان . قابوسنامه



یوگا پیام خرد است و بشریت وارث این پیام . دالایی لاما



برآزندگان به گفتار سخیف و کم ارزش زندگی خویش را تباه نمی سازند . ارد بزرگ



شما نمیتوانید با تنفر داشتن از دیگری خودتان را به خدا نزدیکتر کنید، چه معتقد باشید که این خشمی بجاست و یا نه. رابطه میان روح - که شما هستید - و خدا بر اساس عشق است. و جاییکه عشقی پاک وجود دارد، هیچ جایی برای هیچ نوع خشمی وجود ندارد. سری هارولد کلمپ

دوستان برای نخجیر دشمنان چون تیر و پیکان اند. بزرگمهر



تختخواب خطرناکترین جای دنیاست، چون صدی نود مردم در آن می‌میرند . مارک تواین



عشق چنان شیفتگی در نهان خود دارد که سخت ترین دلها نیز ، گاهی هوس شنا در آن را می کنند . ارد بزرگ



شوهر داروئی است که تمام دردهای دخترانرا علاج می کند . مولیر



کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است . نادر شاه افشار



مستمند کسی است ، که دشواری و سختی ندیده باشد . ارد بزرگ



یک ابله تحصیل کرده از یک ابله بی سواد ابله تر است. مولیر



اگر به قلبت گوش کنی و مغزت را به کار اندازی، هیچ وقت اشتباه نمی کنی. برادلی



تمنای واپسین آدمی ، شناور شدن در بسامدهای گیتی است .  ارد بزرگ
بسامدها : امواج



اراده انسانی ، در پهلوی مقدرات او ایستاده و چرخ تکامل او را اداره می کند . فیثاغورث



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 10:47 قبل از ظهر  توسط نادر داراب پور  | 

 

امروز روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی است.در میان شاعران ایران زمین حکیم ابوالقاسم فردوسی، جایگاهی خاص دارد. فردوسی در جای جای شاهنامه یا «نامه باستان» انسان را به خداپرستی دعوت کرده، و آن را نشانه خردمندی و یگانه راه سعادت می داند. حکیم توس چون با دانش عمیق و ژرف اندیشی به مذاهب و فرقه ها نظر افکنده، تشیع را آرمانی انسانی و تنها راه رستگاری می شمارد. او خداپرستی توحیدگرا است و از شرک سخت گریزان:

خداوند کیوان و گردان سپهر

خداوند ناهید و رخشنده مهر

سخن هیچ بهتر ز توحید نیست

به ناگفتن و گفتن ایزد یکی است

استاد فضل اللّه رضا در این باره می نویسد:

ایمان و اعتقاد فردوسی به کردگار جهان و نیایش و ستایش او از بخش های برجسته شاهنامه است و تصور می کنم مناسب باشد رساله ای جداگانه در این باب تنظیم شود. سخنان زیبای فردوسی، مناجات های سحرگاهی و خطبه های بسیار بلیغ و دعاهای هیجان انگیز اسلامی را به خاطر می آورد.

ز دانش نخستین به یزدان گرای که او هست و باشد همیشه به جای

بدو بگروی کام دل یافتی رسیدی به جایی که بشتافتی

 

فردوسی، خداپرستی را تبلیغ می کند که بر اساس توحید باشد زیرا که بسیارند انسان هایی که خود را خداپرست می دانند؛ در حالی که نوعی از بت پرستی را خداپرستی پنداشته اند.

فردوسی و اندیشه های توحیدی :

اندیشه توحیدی فردوسی، براساس آموزه های شیعی است. از دیدگاه تشیع، پروردگار جهانیان خدای توانایی است که اندیشه انسانی قادر به درک ذات او نیست؛ همچنان که علی بن ابی طالب (ع) در این باره فرموده است:«او است خدای توانایی که اگر اوهام را هوای آن در سر افتد که منتهای قدرتش را دریابد، یا اندیشه پاک از وسوسه شیطانی، بخواهد در غیب ملکوتش به او ره جوید، یا دل ها شیفته آن گردند که به چگونگی صفاتش پی ببرند، یا آن جا که عقول از درک صفات او باز مانند، سودای رسیدن به کنه ذاتش را در سر پرورند، دست رد به سینه آن ها زند و باز پسشان گرداند.2

امام علی (ع) در بخش دیگری از این خطبه شگفت به مردم عصر جاهلیت اشاره می کند که بت ها را نمادی از خدا می پنداشتند و به ستایش آن ها می پرداختند. آنان برای این خدا مانند انسان اعضایی چون دست و پا و سر تصور می کردند. امام درباره آنان و اندیشه های شرک آمیزشان فرمود:

شهادت می دهم هر که تو را به آفریدگانت تشبیه کند و چنان پندارد که تو را اعضایی است جدا از یکدیگر و مفصل هایی به هم پیوسته، پوشیده به پوست و گوشت همچون پیکر آفریده هایت، ضمیرش به حقیقت تو را نشناخته و دلش به مرحله یقین نرسیده؛ زیرا تو را هیچ همتایی نیست... .

دروغ می گویند، آنان که موجودی از موجودات عالم را با تو برابر دانند و تو را به بتانشان همانند سازند و به خیال خود بر تو جامه آفریدگان پوشانند. دروغ می گویند، آنان که از روی گمان تو را همانند انسان ، دارای اجزا دانند و برای تو پیکری با گونه گون قوا تصور کنند... .

همانا تو آن خدایی که در خردها نگنجی تا برای تو چگونگی و کیفیتی انگارند و در وهم ها در نیایی تا محدود و مرکبت شمارند.3

در مکتب تشیع که الهام گرفته از اندیشه امام علی (ع) و اهل بیت (ع) است، خداوند با چشم سر قابل رؤیت نبوده و از محدوده زمان و مکان و کم و کیف و چند و چون بیرون است. هر کس وی را به اوصاف رایج مخلوقات (اوصاف زاید بر ذات) بستاید، در حقیقت از مسیر توحید دور افتاده و قائل به دوگانگی و تجزیه ذات الهی شده است.

اکنون به سراغ شاهنامه فردوسی می رویم. یک نگاه کوتاه به اشعار فردوسی نشان می دهد که اشعار توحیدی وی دقیقاً از کلمات مولای متقیان (ع) و پیشوایان شیعه الهام گرفته است. فردوسی ستایش جهان آفرین را سرآغاز هر سخن می داند:

نخستین سخن چون گشایش کنیم جهان آفرین را ستایش کنیم

فردوسی آن گاه درباره خدای واحد چنین می سراید:

به نام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه برنگذرد

ز نام و نشان و گمان و برتر است

نگارنده برشده گوهر است

به بینندگان، آفریننده را

نبینی، مرنجان دو بیننده را

نیابد برو نیز اندیشه راه

که او برتر از نام و از جایگاه

یقین دان که هرگز نیاید پدید

به وهم اندر آن کس که وهم آفرید

سخن هر چه زین گوهران بگذرد

نیابد بدو راه جان و خرد

خرد گر سخن برگزیند همی

همان را گزیند که بیند همی

ستودن نداند کس او را چو هست

میان، بندگی را ببایدت بست

خرد را و جان را همی سنجد اوی

در اندیشه سخته 5 کی گنجد اوی

بدین آلت رای و جان و زبان

ستود آفریننده را کی توان

به هستیش باید که خستو 6 شدی

ز گفتار پیکار یکسو شوی

پرستنده باشی و جوینده راه

به ژرفی به فرمانش کردن نگاه

فردوسی در مقدمه داستان رستم و اکوان دیو بر این نکته تأکید می کند که خدا را باید به یکتایی ـ و آن چنان که قرآن کریم معرفی می کند ـ شناخت و این به خوبی نشان می دهد که در دوران وی، جدال متکلمان اهل تسنن و تشیع درباره ذات خداوند شدیداً رواج داشته است:

تو بر کردگار روان و خرد ستایش گزین تا چه اندر خورد

ببین ای خردمند روشن روان که چون باید او را ستودن توان

توخستو7 شوآن را که هست و یکی است روان و خرد را جز این راه نیست

ایا فلسفه دان بسیار گوی مپویم به راهی که گویی بپوی

ترا هر چه بر چشم سر بگذرد نگنجد همی در دلت با خرد

سخن هیچ بهتر ز توحید نیست به ناگفتن و گفتن او یکی است

خداوند در شاهنامه، قدرتی مطلق و فراگیر دارد و حکیم توس این نگرش را از قرآن آموخته است: اِنّ اللّهَ عَلی کل شیءِ قَدیر؛ «بدرستی که خداوند بر انجام هر چیز توانا است.»(بقره / 20)

فردوسی در اشعار بسیار این دانایی و توانایی را به زیباترین شکلی نشان داده است:

توانا و دانا و پاینده ای خداوند خورشید تابنده ای

نخست آفرین کرد بر کردگار توانا و دانا و پروردگار

توانا و دانا و دارنده اوست سپهر و زمین را نگارنده اوست

جلوه های زیبا و شگفت انگیز آفرینش، حکیم توس را بر آن می دارد که بر آفریننده آن همه زیبایی و عظمت آفرین بگوید:

نبیذ ز بُن دیده بر تیغ کوه هم از بر شدن مرد گردد ستوه

بدان آفرین کان چنان آفرید ریا آشکارا نهان آفرید

او زورآوری و قدرت رستم را نیز از قدرت خداوند می داند و می گوید:

به رستم نگه کردم امروز من بر آن برز بالای آن پیلتن

ستایش گرفتن به یزدان پاک کزویست امید و زو بیم پاک

که پروردگار آن چنان آفرید به آن آفرین کو جهان آفرید

آفرین گفتن بر خداوند یادآور این پیام الهی است که در سوره مومنون (آیه 14) فرموده است:

فَتَبارکَ اللُّه اَحسنَ الخالقین؛ « در خور تعظیم است (آفرین باد بر خداوند) که بهترین آفرینندگان است.»

ستایش و آفرین گفتن حکیم توس همچنان ادامه می یابد و همچنان از شگفتی های زمین و آسمان و جهان سخن می گوید و بر این امر اصرار می ورزد که همه ذرّات جهان هستی به وجود خدای یکتا اعتراف می کنند:

بر آن آفرین، کافرین آفرید مکان و زمان و زمین آفرید

هم آرام از اویست و هم کام از اوی هم انجام ازویست و فرجام از اوی

سپهر و زمین و زمان کرده است کم و بیش گیتی برآورده است

ز خاشاک ناچیز تا عرش راست سراسر به هستی یزدان گواست

جز او را مخوان کردگار جهان شناسنده آشکار و نهان

وزو بر روان محمد (ص) درود به یارانش برتر یکی برفزود

همه پاک بودند و پرهیزکار سخن هایشان برگذشت از شمار

کنون بر سخنها فزایش کنیم جهان آفرین را نیایش کنیم

1. فضل الله رضا، نگاهی به شاهنامه، انتشارات انجمن آثار ملی، تهران، 1350، ص 13.

2. نهج البلاغه، خطبه 90، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ص 185.

3. همان. ترجمه این بخش از خطبه از ترجمه آقای آیتی و دکتر شهیدی اخذ شد. امام علی (ع) در خطبه اوّل نهج البلاغه مشروحاً توحید ناب و خالص را بیان کرده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 11:46 قبل از ظهر  توسط نادر داراب پور  | 

http://www.hamedan.post.ir/_Hamedan/images/Picture%20014.jpg

 

باباطاهر عریان‌.  بابا طاهر همدانی ،‌ معروف‌ به‌ باباطاهر عریان‌ از معروف‌ترین‌ عرفا و شعرای‌ ایرانی‌ قرن‌ چهارم‌ و پنجم‌ هجری‌ است‌. او‌ در شهر همدان‌ به‌ دنیا آمده‌ است. "بابا" لقبی است که مردم به سبب تفخیم بر نام اصلی عرفا و اولیاء می افزوده‌اند. برخی‌ از روایات‌ تاریخی‌ وی‌ را معاصر با سلسله‌ آل‌ بویه‌ و همزمان‌ با شیخ‌ الرئیس‌ ابوعلی‌ سینا و بعضی‌ دیگر ازمورخین‌، بابا طاهر را معاصر با طغرل‌ سلجوقی و حتی‌ هم‌ عصر با خواجه‌ نصیر الدین‌طوسی‌ دانسته‌اند. قدیمی‌ترین‌ ماخذ موجود نشان‌ می‌‌دهد که‌ هنگام‌ ورود طغرل‌ سلجوقی‌ به‌ همدان (445 ه.ق)‌ وی‌ در قید حیات‌ بوده‌ و ملاقاتی‌ بین‌ وی‌ و امیر سلجوقی‌ روی‌ داده‌ است‌.

از شاهکارهای‌ وی‌ مجموعه‌ کلمات‌ قصار‌ اوست‌ به‌ زبان‌ عربی،‌ که‌ عقاید تصوف‌ را در عالم‌ معرفت‌، ذکر و عبادت‌، و وجود محبت‌ را بیان‌ می‌کند.

شهرت‌ اصلی‌ بابا طاهر بواسطه‌ دوبیتی‌‌های‌ زیبا و عارفانه‌ اوست‌ که‌ نشان‌ از پیراستگی‌ شیخ‌ و بی‌‌اعتنایی‌ او به‌ مادیات‌ دارد. از خصوصیات‌ این‌ رباعیات‌ این‌ است‌ که‌ به‌ زبان‌ محلی‌ لری‌ سروده‌ شده‌ و از این‌ لحاظ در کتب‌ قدیم‌ ادبی‌ به ‌این‌ رباعیات‌، فهلویات‌ (اشعار به‌ لغت‌ پهلوی‌) نام‌ داده‌اند. در رباعیات‌ بابا طاهر، شاعر از پریشانی‌ و تنهایی‌ و ناچیزی‌ خود و درد هجران‌ نالیده‌ و با اشاره‌ به‌ وحدت‌ جهان‌ و دور افتادگی‌ از علم‌ نهان‌، حس‌ اشتیاق‌ معنوی‌ خود را آشکار می‌کند.

 

باباطاهر عریان از عرفا و اولیاء تصوف است که در سیر تکاملی عرفان و تصوف اسلامی نقش موثری داشته است. دکتر زرین کوب دلیل شروح فراوانی که بر دیوان و کلمات باباطاهر به رشته تحریر در آمده است را چنین بیان می کند: "وجود این شروح حاکی است از اهمیتی که باباطاهر در نزد صفویه بعد از قرن نهم داشته است. در واقع علاوه بر کلمات قصار که به اشارات مشهور بوده است،  تالیف21رساله دیگر را هم به او نسبت داده اند که از ماهیت و وجود آنها اطلاع موثقی در دست نیست." 

بابا طاهر‌ در طول‌ زندگی‌ خود به شیوه عارفان، در انزوا و عزلت‌ بود و همین‌ گمنامی‌ و گوشه‌ گیری‌ سبب‌ شده‌ که‌ اطلاعات‌ زیادی‌ از تاریخ‌ تولد و وفات‌ وی‌ باقی‌ نماند. تاریخ‌ وفات‌ او‌ در اواسط قرن‌ پنجم‌ هجری‌ قمری‌ در شهر همدان‌ بوده‌ است‌. مقبره او در غرب شهر همدان بالای تپه‌ای مرتفع، مقابل بقعه امامزاده حارث بن علی واقع است که زیارتگاه‌ عرفا و مشایخ‌ تصوف‌ محسوب می شود و امروز یکی‌ از آثار باستانی‌ همدان‌ است‌.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 9:6 بعد از ظهر  توسط نادر داراب پور  | 

او که جوانی نورس بود سراسیمه و شوریده حال در کوچه هاي مدینه گردش می کرد، و پیوسته از سوز دل به درگاه خدا می نالید: اي

عادل ترین عادلان!

میان من و مادرم حکم کن.

عمر به وي رسید و گفت: اي جوان! چرا به مادرت نفرین می کنی؟!

جوان: مادرم مرا نه ماه در شکم خود نگهداشته و پس از تولد دو سال شیر داده و چون بزرگ شدم و خوب و بد را تشخیص دادم مرا از خود

دور نمود و گفت: تو پسر من نیستی!

عمر رو به زن کرد و گفت: این پسر چه می گوید؟

زن: اي خلیفه! سوگند به خدایی که در پشت پرده نور نهان است و هیچ دید هاي او را نمی بیند، و سوگند به محمد صلی الله علیه و آله و

خاندانش! من هرگز او را نشناخته و نمی دانم از کدام قبیله و طایفه است، قسم به خدا! او می خواهد با این ادعایش مرا در میان عشیره و

بستگانم خوار سازد. و من دوشیز هاي هستم از قریش و تاکنون شوهر ننموده ام.

عمر: بر این مطلب که می گویی شاهد داري؟

زن: آري، و چهل نفر از برادران عشیر هاي خود را جهت شهادت حاضر ساخت.

گواهان نزد عمر شهادت دادند که این پسر دروغ گفته، می خواهد با این تهمتش زن را در بین طایفه و قبیله اش خوار و ننگین سازد.

عمر به ماموران گفت: جوان را بگیرید و به زندان ببرید تا از شهود تحقیق زیادتري بشود و چنانچه گواهیشان به صحت پیوست بر جوان حد

افتراءجاري کنم.

ماموران جوان را به طرف زندان می بردند که اتفاقا حضرت امیرالمومنین علیه السلام در بین راه با ایشان برخورد نمود. چون نگاه جوان به آن

حضرت افتاد فریاد برآورد: اي پسر عم رسول خدا! از من ستمدیده دادخواهی کن. و ماجراي خود را براي آن حضرت شرح داد.

امیرالمومنین علیه السلام به ماموران فرمود: جوان را نزد عمر برگردانید. جوان را برگرداندند، عمر از دیدن آنان برآشفت و گفت: من که

دستور داده بودم جوان را زندانی کنید چرا او را بازگرداندید؟!

ماموران گفتند: اي خلیفه! علی بن ابیطالب به ما چنین فرمانی را داد، و ما از خودت شنیده ایم که گفته اي: هرگز از دستورات علی

علیه السلام سرپیچی مکنید.

در این هنگام علی علیه السلام وارد گردید و فرمود: مادر جوان را حاضر کنید، زن را آوردند و آنگاه به جوان رو کرده و فرمود: چه می گویی؟

8

جوان داستان خود را به طرز سابق بیان داشت.

علی علیه السلام به عمر رو کرد و فرمود: آیا اذن می دهی بین ایشان داوري کنم؟

عمر: سبحان الله! چگونه اذن ندهم با این که از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: علی بن ابیطالب از همه شما

داناترست.امیرالمومنین علیه السلام به زن فرمود: آیا براي اثبات ادعاي خود گواه داري؟

زن: آري، و شهود را حاضر ساخت و آنان مجددا گواهی دادند.

علی علیه السلام: اکنون چنان بین آنان داوري کنم که آفریدگار جهان از آن خشنود گردد، قضاوتی که حبیبم رسول خدا صلی الله علیه و

آله به من آموخته است، سپس به زن فرمود:

آیا ولی و سرپرستی داري؟

زن: آري، این شهود همه برادران و اولیاي من هستند.

امیرالمومنین علیه السلام به آنان رو کرد و فرمود: حکم من درباره شما و خواهرتان پذیرفته است؟

همگی گفتند: آري.

و آنگاه فرمود: گواه می گیرم خدا را و تمام مسلمانانی را که در این مجلس حضور دارند که عقد بستم این زن را براي این جوان به مهر

چهارصد درهم از مال نقد خودم، اي قنبر! برخیز درهمها را بیاور. قنبر درهمها را آورد، علی علیه السلام آنها را در دست جوان ریخت و به

وي فرمود: این درهمها را در دامن زنت بینداز و نزد من میا مگر این که در تو اثر زفاف باشد (یعنی غسل کرده باشی).

جوان برخاست و درهمها را در دامن زن ریخت و گریبانش را گرفت و گفت: برخیز!

در این موقع زن فریاد برآورد: آتش! آتش! اي پسر عم رسول خدا! می خواهی مرا به عقد فرزندم در آوري! به خدا سوگند او پسر من است! و

آنگاه علت انکار خود را چنین شرح داد: برادرانم مرا به مردي فرومایه تزویج نمودند و این پسر از او بهمرسید، و چون بزرگ شد آنان مرا

تهدید کردند که فرزند را از خود دور سازم، به خدا سوگند او پسر من است. و دست فرزند را گرفت و روانه گردید.

در این هنگام عمر فریاد برآورد: اگر علی نبود عمر هلاك می شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 6:5 بعد از ظهر  توسط نادر داراب پور  | 

دوستان عزیز همانطوریکه شاید بعضی از شماها در جریان باشیدامام علی (ع)  در دوران خلافت سه خلیفهٔ اول در جنگ‌ها شرکت نمی‌کرد و جز در انتخاب خلیفهٔ سوم فعالیت سیاسی نداشت. البته هر گاه خلفای سه گانه می‌خواستند، در امور دینی، قضایی و سیاسی به آنها مشورت می‌داد. از این به بعد سعی خواهم کرد به اقتضای وقت و زمانی که پیش بیاید هر بار قضاوتی از قضاوتهای حضرت علی علیه السلام را برای شما بازگو کنم.مطالب این قضاوتها برگرفته از کتاب  "قضاوتهای حضرت علی(ع)"تالیف آیت الله شیخ محمد تقی شوشتری میباشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 6:0 بعد از ظهر  توسط نادر داراب پور  | 
اسرار نام های حضرت فاطمه (س)-www.jazzaab.ir

 

فاطمه:
رسول خدا فرمود: زیرا او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شده‌اند. (فاطمه به معنای قطع‌شده و بریده است.)
و نیز امام صادق (ع) فرمود: زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شده اند.

صدیقه :
زیرا او هرگز در زندگی جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصدیق کرد.
رسول خدا به امیرالمومنین فرمود: یا علی، من به فاطمه سفارش‌هایی کرده ام که به تو بگوید. او هر چه گفت بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو.

مبارکه:
برکت به معنای خیر فراوان است و از فاطمه نسل فراوانی به عالم اسلام هدیه شده . لذا در بعضی از تفاسیر آمده است که در آیهی « انا اعطیناک الکوثر» ( ای رسول گرامی ما به تو خیر کثیر عطا کردیم) منظور، فاطمه (س) است.

طاهره:
امام باقر (ع) فرمود: زیرا او از هر ناپاکی ظاهری و هر گونه ناپاکی دامن، مبری است.
و نیز طبق روایات متعدد، آیه تطهیر( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا) درباره حضرت فاطمه نازل شده است. پس فاطمه طاهره است زیرا هر گونه رجس و پلیدی و ناپاکی از وجود مقدسش دور است.

زکیه:
زکاه هم به معنای رشد و نمو و هم به معنای طهارت است، بنابراین زکیه هم یعنی از فاطمه نسل پرباری پا به عرصه وجود خواهد گذاشت و هم اینکه او وجودی است پاک و طاهر .

راضیه:
زندگی کوتاه حضرت فاطمه با غم و اندوه و نیز با تلاش و سختی همراه بود. او زندگی بسیار مشکلی را پشت سر گذاشت ولی هرگز لب به شکایت باز نکرد، بلکه همواره خدای بزرگ را شکر می‌کرد و راضی بود د.
روایت شده روزی رسول خداحضرت فاطمه را دید که لباس خشنی بر تن داشت و با دست‌های مبارکش آسیاب می‌کرد در حالیکه طفل کوچک خود را هم شیر می‌داد. رسول خدا گریان شد و فرمود: ای دخترکم، تلخی این دنیا را بچش، برای رسیدن به شیرینی آخرت.
حضرت فاطمه نه تنها لب به شکایت باز نکرد، بلکه عرض کرد: ای رسول خدا، من خدا را برای نعمتهایش سپاسگزارم.
و نیز روزی امیرالمومنین از رسول خدا خواست اگر ممکن باشد برای فاطمه مستخدمه ‌‌ای بگیرد، اما رسول خدا تسبیح فاطمه را به آنها تعلیم فرمود. حضرت زهرا پس از شنیدن این دستور پیغمبر اکرم سه بار فرمود: من از خدا و رسولش راضیم.

مرضیه:
تمام کارهای حضرت فاطمه مورد رضایت خدا و رسول بود. رسول خدا هیچ گاه بر فاطمه غضب نکرد، به او خرده نگرفت و برعکس، گاهی می‌فرمود: فداها ابوها. (پدرش به قربانش) .
این چنین است که رسول خدا رضای فاطمه را رضای خدا می‌دانست و می‌فرمود: خدا از غضب فاطمه غضب می کند و از رضایت او راضی می‌شود.

محدثه:
امام صادق (ع) در این مورد فرمود: زیرا ملائکه از آسمان فرود می‌آمدند و با او سخن می‌گفتند.
در فرهنگ اسلامى محدثان راستین همواره از حرمت و منزلت ویژه اى برخوردار بوده اند، محدثان و راویان در حفظ و حراست از گنجینه هاى معارف و ارزشهاى دینى و ذخایر گرانمایه مکتب تشیع و رشد و تعالى فرهنگ غنى اسلامى نقش اول را داشته اند و حامل ودایع و امانتهاى گرانقدر الهى و رازدار اسرار آل رسول بوده اند.

زهرا:
امام صادق فرمود: زیرا نور آن بانوی مکرمه در یک روز سه بار برای امیرالمومنین می‌درخشید، و چون در محراب عبادت می‌ایستاد نور درخشنده او برای اهل آسمان می‌ درخشید همانگونه که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد.
برخی نامهای دیگر حضرت فاطمه (س)
حصان (محفوظ)، حره (آزاده، شریف)، سیده (بانوی محترم)، عذراء (پرده نشین)، حوراء (فرشته، حوریه)، مریم کبری (مریم برتر)، نوریه (تابناک، درخشنده ) و نام آن بانو در آسمان، منصوره (یاری‌شده) است.

کنیه های حضرت
ام الحسن، ام الحسین، ام المحسن، ام الائمه، ام ابیها.
حضرت فاطمه (س) آن قدر به پدر بزرگوارش محبت می کرد و مادرانه عشق می ورزید که " ام ابیها" (مادر پدرش) لقب گرفت.
 
 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 4:47 بعد از ظهر  توسط نادر داراب پور  | 
 
ولادت با سعادت فاطمه زهرا مبارك باد

 



81474323840089647481.gif



زن هستی ساز و نظم ده و مهر گستر است
سرچشمه محبت و الطاف داور است
بهر صفا و لطف خدا عشق مظهر است
بعد از خدا به سجده بوَد زآن که مادر است
مادر عزیزم
همسر مهربانم
و همه زنهای مسلمان
 روزتان مبارک باد



57792105521339211177.gif

بر عالمیان رحمت بی حد آمد
زیبا گهر رسول امجد آمد
تبریک به شیعیان اهل عالم
چون فاطمه دختر محمد آمد
ولادت با سعادت حضرت فاطمه (س) مبارک باد


80041420490297666319.gif
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 4:15 بعد از ظهر  توسط نادر داراب پور  | 

از زن ها چه می دانید؟

 

زن قرآنی به همان اندازه که در اجتماع وظایف سنگینی دارد. حقوق قابل توجهی را نیز دارا می‌باشد. خداوند در آیه 228 سوره بقره چنین می‌فرمایند:

«..... وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ بالمعروف.....»

«..... برای زنان همانند وظایفی که بر دوش آن‌هاست، حقوق شایسته ای قرار داد شده است.»

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 10:52 قبل از ظهر  توسط نادر داراب پور  | 
معلم عزیزم در یک کلام میگویم از زحمات شما متشکرم روزتون مبارک.

مهر ایزدی بر فراز دستانم بدرقه ی استادی که راه و رسم درست زیستن را به من آموخت. امروز بهانه ایست تا بوسه ای نثار دستانت شود و تبریکم را تقدیمت کند . هفته ی مقدس معلم مبارک.

معلم خوبم روزنه های روشنی كه توی ذهنم باز كردی هنوز دنبال نور میگردد...روزت مبارك


در سپیده دم ازل ان زمان که سازندگی کائنات اغاز می گردید و کتاب تکوین گشوده میشد نخستین کلمه ایی که با قلم تقدیر بر دیباچه قاموس هستی نقش بست وازه ی زیبای استاد بود و سر فصل این کتاب کهن به تعلیم و تربیت اختصاص یافت -همیشه و در همه چیز استاد من هستید- روزتان مبارک

مهر ایزدی بر فراز دستانم بدرقه ی استادی که راه و رسمی درست زیستن را به من آموخت . امروز بهانه ایست تا بوسه ای نثار دستانت شود و تبریک مم را تقدیمت کند . هفته ی مقدس معلم مبارک.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:17 قبل از ظهر  توسط نادر داراب پور  |